X
تبلیغات
قالب وبلاگ
:::اشعار شعرای ایران زمین:::
نوشته شده توسط امیر.غلامحسین پورـرامین زارع-محمد امام بخش به نمایندگی بچه های شایسته ی دوم تجربی دبیرستان شاهد

                     سرآغاز


                        

الاهی سینه‌ای ده آتش افروز در آن سینه دلی وان دل همه سوز
هر آن دل را که سوزی نیست، دل نیست دل افسرده غیر از آب و گل نیست
دلم پر شعله گردان، سینه پردود زبانم کن به گفتن آتش آلود
کرامت کن درونی درد پرورد دلی در وی درون درد و برون درد
به سوزی ده کلامم را روایی کز آن گرمی کند آتش گدایی
دلم را داغ عشقی بر جبین نه زبانم را بیانی آتشین ده
سخن کز سوز دل تابی ندارد چکد گر آب ازو، آبی ندارد
دلی افسرده دارم سخت بی نور چراغی زو به غایت روشنی دور
بده گرمی دل افسرده‌ام را فروزان کن چراغ مرده‌ام را
ندارد راه فکرم روشنایی ز لطفت پرتوی دارم گدایی
اگر لطف تو نبود پرتو انداز کجا فکر و کجا گنجینه‌ی راز
ز گنج راز در هر کنج سینه نهاده خازن تو سد دفینه
ولی لطف تو گر نبود، به سد رنج پشیزی کس نیابد ز آنهمه گنج
چودر هر کنج، سد گنجینه داری نمی‌خواهم که نومیدم گذاری
به راه این امید پیچ در پیچ مرا لطف تو می‌باید، دگر هیچ

در ستایش پروردگار


به نام چاشنی بخش زبانها حلاوت سنج معنی در بیانها
شکرپاش زبانهای شکر ریز به شیرین نکته‌های حالت انگیز
به شهدی داده خوبان را شکر خند که دل با دل تواند داد پیوند
نهاد از آتشی بر عاشقان داغ که داغ او زند سد طعنه بر باغ
یکی را ساخت شیرین کار و طناز که شیرین تو شیرین ناز کن ناز
یکی را تیشه‌ای بر سر فرستاد که جان می‌کن که فرهادی تو فرهاد
یکی را کرد مجنون مشوش به لیلی داد زنجیرش که می‌کش
به هر ناچیز چیزی او دهد او عزیزان را عزیزی او دهد او
مبادا آنکه او کس را کند خوار که خوار او شدن کاریست دشوار
گرت عزت دهد رو ناز می‌کن و گرنه چشم حسرت باز می‌کن
چو خواهد کس به سختی شب کند روز ازو راحت رمد چون آهو از یوز
وگر خواهد که با راحت فتد کار نهد پا بر سر تخت از سردار
بلند آن سر که او خواهد بلندش نژند آن دل که او خواهد نژندش
به سنگی بخشد آنسان اعتباری که بر تاجش نشاند تاجداری
به خاک تیره‌ای بخشد عطایش چنان قدری که گردد دیده جایش

ز گل تا سنگ وز گل گیر تا خار ازو هر چیز با خاصیتی یار
به آن خاری که در صحرا فتاده دوای درد بیماری نهاده
نروید از زمین شاخ گیایی که ننوشته‌ست بر برگش دوایی
در نابسته احسان گشاده‌ست به هر کس آنچه می‌بایست داده‌ست
ضروریات هر کس از کم وبیش مهیا کرده و بنهاده‌اش پیش
به ترتیبی نهاده وضع عالم که نی یک موی باشد بیش و نی کم
تمنا بخش هر سرکش هواییست جرس جنبان هر دلکش نواییست
چراغ افروز ناز جان گدازان نیازآموز طور عشق بازان
کلید قفل و بند آرزوها نهایت بین راه جستجوها
اگر لطفش قرین حال گردد همه ادبارها اقبال گردد
وگر توفیق او یک سو نهد پای نه از تدبیر کار آید نه از رای
در آن موقف که لطفش روی پیچ است همه تدبیرها هیچ است، هیچ است
خرد را گر نبخشد روشنایی بماند تا ابد در تیره رایی
کمال عقل آن باشد در این راه که گوید نیستم از هیچ آگاه


..................... 


تعداد بازدید : ۱۲۹
[ چهارشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۱ ] [ ۱۹:۴۶ ] [ AMIR.GH ]
ارسال نظر
نام شما :
آدرس وب سایت :
پست الکترونیک :
پیام شما :
کد امنیتی :
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


باسلام بنده به نمایندگی دانش آموزان دوم تجربی دبیرستان شاهد در رابطه با درس ادبیات با همکاری همکلسیانم:رامین زارع و محمد امام بخش وبلاگی از زندگینامه شعرای ایران واندکی آثار آنان تحیه کردیم که امیدوارم از وبلاگمون خوشتون بیاد وازش لذت ببرید ممنون از توجهتون ...امیر غلامحسین پور...

آرشيو مطالب
آمار سایت
افراد آنلاین : ۱
بازديدهاي امروز : ۱
بازديدهاي ديروز : ۰
كل بازديدها : ۲۶۴۲
بازدید این هفته : ۱
بازدید این ماه : ۳
تعداد نظرات : ۴
تعداد كل مطالب : ۲۸
امکانات وب
 ..... .....

.

........


 .......

كد ماوس

 ............